سلام سلام به همه سلام به خودم سلام به اون خودی که باز منو نشئند که باز اعتراف کتم یکم حرف بزنم....یکم راحت بشم.... نمی دونم چرا احساس کردم سلامم یک حالت تولد داره برا خودم... ولی چسبید.
نمی دونم چند وقته یا چقدر از خودم تو این مدت فاصله گرفتم ,فقط می دونم دلم خیلی واسه اون خودم تنگ شده... اونی که همیشه کاری و انجام می دادو لذت می برد تا اینی که فقط حرف می زنم و بازی می کنم با حرفا. شاید نباید شیطانو کوچیک و ضعیف بشمرم..نه؟ هرچی هست که خیلی بده مطمئم دوسم نداری و اون چیزی که ازم انتظار داشتی و براورده نکردم, دلم خیلی گرفته از دست خودم... فکر می کنم کل این مدت که نبودم و ننوشتم. کلی راهو دنده عقب رفتم....کاش همون ..واقعا نمی بودم. همیشه با خودم می گفتم برا نوشتن یه نیرویی می خام که باید یکی بهم بده مثلا قبلا هم وبی های گلم خیلی پایه بودن,بعد گفتم باید بشه خانومم مثلا, ولی الان خودم اومدم اون خودی که دوستش دارم - خوب فکر کنم برای چند وقت نبودن دیگه بستمه -وای که چقد راحت شدم
نمی دونم چی باعث جدایی من با خودم می شه فقط می دونم که با خودم بودنه خیلی قشنگه..... هه.. مطمئنم همتونو گیج کردم نه؟
........ببخشید روز اوله قاط زدم




+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم بهمن 1388ساعت 23:36  توسط جواد اسماعیلی
|
سلام سلام ..
خیلی وقته ننوشتم .... ولی اومدم دیگه...از این به بعد آپ هام دو نفری می شه. منو خانومم...... باشه !!باشه کم می نویسم.
کمک به دیگران...
فک کنم ادم برا کمک به دیگران اول باید از خودش(دلش)بگذره تا بتونه به دیگری حتی فک کنه. کمک به دیگران باعث خوشحالی خدا می شه: چون روح خدا تو بدن همه آدما هست ووقتی که شما به خاطر خدا این کار رو انجام می دهید (بخاطر همان روح خداست) . پس نیازی و ربطی به چهره طرف هم ندارین. _ خدا این آدما رو غنی می کند :چون دیگه بهشون اطمینان داره و می دونه که توی اون راهی که دوست داره هست.ولی نه اینکه آزمایششون نکنه._ به آدم آرامش می ده :چون یه وقتی می بینی خودما هم یه روز مثل اونا شدیم,اونوقت دیگه گارانتی داریم.
////مثال/////
چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
اهداء خون........
اگه اون آدمایی که دارای وزن خاصی هستن و شرایط شو دارن , هر چند وقتی که مدتش مشخصه, خون بدهند,هم خونشون بدرد کسیمی خوره ,هم بدنشون خود به خود خون ساز می شه. و روال سلامتی بدن شون هم راحت تره و بهتر کار می کنه.
اهداء جون.....
حال آدمایی که دارای شرایطی که فقط خودشون می تونن براش تعریف کنن که می تونن یا نمیتونن! رو داشته باشن. می تونن با بهره گیری از سیستم خون که یک قانون است .با کمک کردن به دیگران هم آرامش بدست آورد وهم اینکه مطمئن بود که جای گذین می شود.و حساب پولی شما پول ساز خواهد شد.تا نیاز شمارا که بیشتر شده جواب گو باشد. ما انسان ها از خیلی قوانین بدن و دنیای پیرامون مان نا آگاهیم, که برای بهتر و راحت تر زندگی کردن به ما خیلی کمک می کنند.
مثالش تو قرآ این حرفش می تونه باشه که با انفاق به دیگران,مثل کاشتن یک دانه انگور است که با کاشت یک دانه آن.هر دانه 100خوشه و هر خوشه به یه عالم دانه تبدیل می شود و باز از دانه استفاده کنید.حالا من ریاضیم مثل املاءم خرابه نسبش یک به یه عالمه تقریبا.
خوبه هااااااااااااااااااااا
کم نوشتمااااااااا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 0:34  توسط جواد اسماعیلی
|
سلام به همه دوستای گلم.... شرمندما خیلی وقته نیومدم شاید لحجمم عوض شده ...ولی زود میام.
اگه خاستین مطالب قبلی رو ببینید.اون قسمت که نوشته آرشیو مطالب.. مربوط به همون تاریخ کلیک کنید..
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:30  توسط جواد اسماعیلی
|
سلام سلام...... من اومدم ..... البته شرمنده .دیر میام.. دیگه آخه مرغداری شلوغه ...

بیشتر دوستای گلم از چند سال و چند روز اول زندگی و تفاوتش با بعدها گفتن. که البته برا خیلی ها و عموم می شه صادق در نظر گرفتش... ولی خب. نظر من" حد اقل در مورد آدمی که دوست داره با بعضی دیگه تفاوت داشته باشه فرق می کنه. حالا برا عمل کردن بهش باز یه چیز دیگه است.
عموما تو فامیل ما سن ازدواج پایینه, 
حتی قبل از شاغل بودن و حتی بیشتریا دانشجو. پس با این حال تصمیمم با اجله نبوده.(حالا شما کوتاه بیایین).
قبل از تصمیم به از دواج هم در قسمت شغلی (مغازه) با یکی از دوستا شریک شدم تا ببینم می تونم حد شراکتو نگه دارم یا نه....(بلاخره اینم یک تسته دیگه..) 
راستی قراره خلاصه بنویسم.....


محرم:
این قسمت زندگی برا من خیلی قشنگه و از همه بیشتر دوستش دارم... از این مرحله به بعد آدم یک محرم برا حرفای دلش که شاید برا خیلی ها مهم نباشه ... پیدا می کنه . خستگی خیلی کارها و حرفها بعضی وقتا فقط با گفتنش بر طرف می شه و سنگینیش از رو دل آدم بر داشته می شه. ولی خوب برا گفتنش یک محرمی لازمه ..... {در کل تمام اینها برا تعادل در رفتار آدمی است}
عقد: 
که در این روش از قاعده پیمان پیروی می کند. یعنی هر انسانی باید در مقابل پیمانی هر چند کوچک پایدار بماند تا در ادامه, طبیعت هم کار خود را انجام دهد.(نتیجه اش رو ببینید) عموما همه دوست دارن طرف مقابل عمل کنه ولی خودشون نه! و با هر مساله کوچیکی برا خودشون جای فرار می زارن.و از زیبایی این خوش قولی دور می شوند . پس انتظاری هم نیست که پایبند بمونن. عقد هم دقیقا یک قول و پیمان است.
مشترک:

(این قسمتو بعدا باید پر کنم) ولی از طرف استاد می گم. باید حرکت به طرف یکی شدن باشه . اگه نمره شما اول زندگی 20 باشه رفته رفته باید بشه 40, 50 , 100 , همینطور رو به بهتر شدن. والا هدف از ازدواج شما هوس بوده نه کمال........

خوب حالا کی دوا داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیلی مخلصم. 
واقعا ممنون با اینکه دیر می اومدن .... دوستای گلم منو فراموش نکردن.... دوستون دارم...

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 6:52  توسط جواد اسماعیلی
|
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 19:3  توسط جواد اسماعیلی
|